می نویسم پس هستم

بدونِ نوشتن زندگیم کیفیت نباتی داره، همۀ چیزای پیچیده سریعتر از اون که بتونی تحلیلشون کنی رد میشن و تو فکر میکنی که این وسط یه بازیگری در حالیکه فقط یه تماشاگری. از یه جایی به بعد رویاها محو میشن ولی من درست در همین لحظه فکر میکنم که رویاهام خیلی عمیقتر از واقعیاتن! چون تو اونا من یه تماشاگر نبودم، حتی یه بازیگر هم نبودم! من یه کارگردان بودم! من خدا بودم! نوشته هام کمکم میکنن رویاهامو نگهدارم. خودمو نگهدارم. تو این بحبوحه ای که زمان به پا کرده، تویِ این سرعتِ سرسام آورِ اتفاقاتی که اهمیتی ندارن، یا اگر میتونستن مهم باشن، اگر میتونستن روح داشته باشن نیاز دارن که من بنویسم...

آخرین مطالب

زن بودن؟

امروز برای اولین بار در عمرم دیدم یکی از شلوارام یه کم بهم گشاد شده! فک میکنم از همون زمانی که به دنیا اومدم تا قبل این مسئله همیشه وزنم رو به رشد بوده و تا حالا فقط کوچیک شدن لباسام رو تجربه کرده بودم.

دیشب سرگذشت ندیمه رو تموم کردم. کتاب واقعا خوبیه. منو به فکر فرو میبره. داشتم فکر میکردم "زن" یعنی چی؟ واقعا من چی هستم؟ منظورم از دید جنسیتمه... یه جا عمه لیدیا میگه "معمولی" اونیه که بهش عادت کردی! وقتی به این شرایط عادت کنی، این میشه معمولی!

فک میکنم که چطور میشه عادات رو از طبیعیات جدا کرد؟ چطور بفهمیم کدوم درسته و کدوم چون عادت کردیم درست به نظر میاد؟

حتی شهوات من بوی اون تعریفی رو میده که از بچگی از زن بهم داده شده... نمیخوام خیلی وارد عمق فاجعه بشم ولی یه مدت پیش با یه پسری سکس چت میکردم و وقتی فانتزیامو صحنه سازی میکردم دیدم همش برمبنای حقارت زن هستش! هرچند که این حس و حال در این قطع فقط وقتی بهم دست میده که حشری ام، ولی بازم تکان دهنده ست... حقیقت تلخه، من همیشه زن ها رو ضعیف و حقیر میبینم... خودم رو نه! "زن" رو!

وقتی اومدم این شرکت دو تا برنامه نویس قبل از من روی پروژه ای که بهم دادن کار میکردن، یه پسر و یه دختر. پسره حدود ۲ سال پیش از شرکت رفته بود و دختره که کار اونو تحویل گرفته بود ۴ ماه پیش...

ناخودآگاه هر جای کار که تمیز و قشنگ انجام شده بود رو دوست داشتم پسره انجام داده باشه!! نمیخواستم فک کنم دختری باهوش تر از من وجود داره، ولی نکته این بود که برام خیلی کمتر مهم بود اگر که پسرها از من باهوش تر بودن! البته این یه مقدار برای شرایط هم هست. یه پسر تا وقتی به سن ما میرسه اونقدر توجه و تایید از جامعه دریافت میکنه که نمیشه شرایطش رو با یه دختر مقایسه کرد. یعنی با من در شرایط برابر نیست پس حتی اگه ازم جلوتر باشه چندان حاصل زحمات خودش نیست، ولی یه دختر رو کاملا میتونستم با خودم مقایسه کنم و اگه اون جلوتر بود حالم بد میشد...


به نظرم ما باید ابهاماتمون رو بشناسیم. جنسیت هیچ اهمیتی نداره ولی تا وقتی که امتیازاتمون بر اساس جنسیت تقسیم میشه، اینکه زن باشی یا مرد رو چیزی که هستی تاثیر میذاره و تا وقتی که تاثیر میذاره باید نوع و میزان تاثیرش و طریقه ی آندو کردن این تاثیر رو بررسی کرد

  • ۹۷/۰۹/۱۲
  • آلیس تمپلتون