می نویسم پس هستم

بدونِ نوشتن زندگیم کیفیت نباتی داره، همۀ چیزای پیچیده سریعتر از اون که بتونی تحلیلشون کنی رد میشن و تو فکر میکنی که این وسط یه بازیگری در حالیکه فقط یه تماشاگری. از یه جایی به بعد رویاها محو میشن ولی من درست در همین لحظه فکر میکنم که رویاهام خیلی عمیقتر از واقعیاتن! چون تو اونا من یه تماشاگر نبودم، حتی یه بازیگر هم نبودم! من یه کارگردان بودم! من خدا بودم! نوشته هام کمکم میکنن رویاهامو نگهدارم. خودمو نگهدارم. تو این بحبوحه ای که زمان به پا کرده، تویِ این سرعتِ سرسام آورِ اتفاقاتی که اهمیتی ندارن، یا اگر میتونستن مهم باشن، اگر میتونستن روح داشته باشن نیاز دارن که من بنویسم...

آخرین مطالب

زنان عروسکی

همیشه صورت اصلاح شده، ابروهایِ آن کادر و بدنِ شیو شده ی شخصیتِ مثبت فیلم، در هر شرایطی (مطلقاً هررر شرایطی) برام جالب بوده!
یعنی مهم نیست طرف ده سال تو یه جزیره ی خالی از سکنه بوده یا تو تیمارستان یا تو انفرادی، چیزی که هرگز نمیتونی ببینی یه صورت یا بدنیه که مو داشته باشه! (مگر اینکه بلوند باشه!)
حتی موهایِ سر در هیچ شرایطی واقعاً ژولیده نمیشه.
و البته همه ی اینا در معدود جاهایی دیده میشه مثلاً جاهایی که یه موجودِ غیرطبیعی و مسخره، یه جادوگرِ پلید یا یه موجودِ کاملاً احمق و خلاصه یه موجودی که قرار نیست ازش خوشت بیاد.
از سینمایِ ایران که توش یه زن با چادر مقنعه میره تو تخت و شوهرشم اتاق بغلی رو تختِ خودشه و فرداش طرف حامله ست انتظاری نمیشه داشت ولی واقعاً تو سینمایِ هالیوود هم این مسئله همیشه هست.

حتی اگه زنِ مذکور یه قهرمانِ جنگ باشه بازم زیباترین زنِ اون فیلمه (بر اساس معیارهایِ زیبایی شناسی عمومی) و حتی همیشه یه اغراقِ انکار ناپذیر در ویژگی هایِ جسمیش صورت میگیره! مثلاً تویِ GOT هم که دقت کنی میبینی کاراکترهایِ مثبتِ مؤنث صرف نظر از اینکه در چه شرایطی هستن همیشه زیباییشون رو حفظ میکنن!
و همه ی اینا تا جایی که تو فیلم و قصه باشه خیلی ترسناک نیست! ولی وقتی این دید رو تو جنس مخالف و به خصوص هم جنسایِ خودت، تو مردمت و دوستات هم میبینی واقعاً ترسناک میشه!

اصل مطلب اینه که این مدل زیبایی برایِ یه زن اون جور که تعبیر میشه "جزئی از وجود" و فطرتش نیست، بلکه یه لزومِ دردناکه! اون مدلی که جزئی از وجودِ ماست همونیه که داریمش، همون لطافت و ظرافتِ ذاتی.
یه دوستی تو خوابگاه داشتم که هیچ وقت، مطلقاً هیچ وقت بدونِ آرایش ندیدمش، یعنی حتی موقع خواب هم به گمونم با آرایش بود!
یکی از دوستایِ خواهرم وقتی حامله بود برای اپیلاسیونِ کل بدن رفت و بچه ش سقط شد.
یکی از دوستام از شدتِ آرایش رنگِ صورتش کاملاً عوض شده و یه جور تمِ زرد رو پوستش داشت،
یکی از هم اتاقیام وقتایی که ساعت 8 کلاس داشت از ساعت 5 صبح بیدار میشد و مینشست به آرایش کردن!
و غیره و غیره و غیره، مدلایِ بیشماری از زنایی که نصف بیشتر زندگیشون تو سالنهایِ آرایشی میگذره و مجبورن که اینکارو بکنن! انسانهایِ نابودی که برده ی زیباییِ سطحی هستن و زیبایی و سادگیِ عمقِ چشماشون سالهاست که مرده.
از عملهایِ زیبایی فقط همینقدر بگم که روشنفکرترین دوستِ من (مؤنث) میگفت به نظرِ من این عملها کاملاً لازمه چون زن "باید" زیبا باشه، این یعنی رسوخِ این تفکرات تا سطوحِ فرهیخته ی جامعه که واقعاً مسئله رو دردناک میکنه. حتی یه چیزی جدیداً شنیدم، عملِ زیبایی دستگاه تناسلی!!

وقتی مبحثِ آزادیِ زنان مطرح میشه خیلیا اینو آغازِِ زیباتر شدنِ جامعه میدونن نه راحتی و آسایشِ زنان! مسئله فقط سر سلیقه ی پوششیه و اغلب وقتا پشتش یه تفکرِ عمیق وجود نداره. چرا باید هر کسی که برایِ آزادیِ پوشش تبلیغ میکنه 5 سانت آرایش رو پوستش داشته باشه؟! چطور ممکنه با همه ی اینا بشه راحت "فکر" کرد؟!
حقیقتاً کسی زنی رو فکر میکنه دوست نداره، طوری که رسانه ها ثابت کردن جایی که به نفعشون باشه هیچ مشکلی با زنِ بی حجاب هم ندارن ولی بدبختانه این جنونِ زیبایی طلبی زنهایی ساخته عروسکی و احمق، یه زمانی وبلاگِ یه دختری رو میخوندم که خیلی مثلاً روشنفکر بود، یه پست در موردِ لزومِ اپیلاسیون دائمیِ زنان نوشته بود! گفته بود رفتم اپیلاسیون بعد آرایشگره ازم پرسید شوهر داری؟ گفتم نه، گفت دوست پسر داری؟ گفتم نه، بعد داشت تحلیل میکرد که طرف چه احمقی بود آدم برای خودش میره اپیلاسیون برایِ دیگران نمیره! ولی در عمقش میبینی شاید این آدم اپیلاسیونش واسه خودش بود ولی فکرش مالِ خودش نبود، بدونِ اینکه حتی متوجه بشه یه تفکرِ محدودکننده و خردکننده رو تمام عمر تو ذهنش حمل میکرد، لزومِ اپیلاسیونِ دائمیِ زن!!
این جورِ تفکراتِ قالبی زن رو تبدیل به یه موجودِ احمق و ابزاری میکنه.
من خودم هیچ مخالفتی با اپیلاسیون ندارم ولی با "باید"هایی این چنین جا افتاده، این چنین عمقی که هیچ جوره نمیشه سراغشون رفت مشکل دارم، با "باید"هایی که زنها رو تو قالب میذاره و مدام از جمیعِ جهاتِ بی اهمیت با هم مقایسه شون میکنه...

الآن یه موجی هم تو جوامع مجازی راه افتاده که طرز لباس و عمل و آرایش زنها رو مسخره میکنه ولی در کنارش همون اندازه این عملها داره بیشتر میشه که آدم به فکر فرو میبره، اگه واقعاً زن و مرد (و به خصوص مردها!!!) انقدر مخالفِ عمل زیبایی و آرایش هستن چرا این مسئله روز به روز داره رشد میکنه؟ اینایی که هر روز تو کوچه خیابون میبینیم مریخی هستن یا برایِ رضایِ خدا این کارو میکنن یا چی؟؟! حقیقت اینه که هیچ مخالفتی با آرایش در عمق وجود نداره، این دستمایه ای شده برای تمسخر، همونجور که همیشه یه جوری باید زنها رو تحقیر و تمسخر کرد، ولی در واقع روز به روز تصویرِ معیارِ زیباییِ زن بیشتر شبیه همین قالبی میشه که همه دارن روز به روز بیشتر شبیهش میشن! یعنی دیگه صنعت مد که به خصوص زنها رو برده ی خودش میکنه از سطحِ پوشش فراتر رفته و به چهره و اندام رسیده!
این مصنوعی شدنِ همه چی فقط یه رخِ قضیه ست، مسئله ی اساسی برایِ من اینه که همه ی اینایی که تمومِ زندگیشون گیره شکل و قیافه و هیکلشونه کی وقت میکنن فکر کنن؟؟! کی زندگی میکنن؟! و بعدم اینکه این هجوم روز افزون باعث میشه حتی کسانی هم که مخالف این ماجراها هستن مجبور باشن برایِ همرنگی با جماعت خودشون رو به حداقل ها برسونن...
  • ۹۶/۰۷/۳۰
  • آلیس تمپلتون

نظرات (۱)

  • ستاره جان
  • سلام اون قسمت که گفتید زن باید مسخره بشه 
    و اون قسمت که گفتید پس چرا آمار این کارها داره روز به روز زیادتر میشه...
    واقعا 
    واقعا 
    واقعا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی