می نویسم پس هستم

بدونِ نوشتن زندگیم کیفیت نباتی داره، همۀ چیزای پیچیده سریعتر از اون که بتونی تحلیلشون کنی رد میشن و تو فکر میکنی که این وسط یه بازیگری در حالیکه فقط یه تماشاگری. از یه جایی به بعد رویاها محو میشن ولی من درست در همین لحظه فکر میکنم که رویاهام خیلی عمیقتر از واقعیاتن! چون تو اونا من یه تماشاگر نبودم، حتی یه بازیگر هم نبودم! من یه کارگردان بودم! من خدا بودم! نوشته هام کمکم میکنن رویاهامو نگهدارم. خودمو نگهدارم. تو این بحبوحه ای که زمان به پا کرده، تویِ این سرعتِ سرسام آورِ اتفاقاتی که اهمیتی ندارن، یا اگر میتونستن مهم باشن، اگر میتونستن روح داشته باشن نیاز دارن که من بنویسم...

فروغ

میگه بله تو راست میگی زنها همیشه زیبان به خاطر همینه انقدر آرایش و انقدر عمل جراحی زیبایی و پروتز سینه و باسن و ... میگه تو دیدگاه فمنیستی داری و نباید به نوشته ی فروغ نگاهِ جنسیتی داشت، فروغ یک ابر زن بوده و باید با دیدگاه فراجنسیتی به نوشته هاش نگاه کرد، حس میکنی میخواد بگه تو با دیدگاه فمنیستیت داری فروغ رو خراب میکنی و اونو چیزی نشون میدی که نیست.

این ابر زن منو خیلی اذیت میکنه! ابر زن! یه جوری تو مغزم صدا میکنه که اصن دوس ندارم!

میگم فروغ ابر زن نبود، البته کاملاً بسته به تعریفیه که تو از "زن" داری! ولی لزوماً تعریفِ تو خودِ "زن" نیست! همۀ زنها ابر زن هستند! همۀ ما فروغیم! ولی فروغ صدایِ ما بود، فروغ فقط یه "زن" رو بود!! فروغ زن بودن رو نشون داد، تغییرش نداد، گسترشش نداد، اون فقط اون چیزی رو که همه ی ما ذاتاً هستیم رو نشون داد.
میگم تو چطور میتونی دیدگاه فراجنسیتی داشته باشی وقتی که نمیتونی از دیدگاه یه جنسِ دیگه به زندگی نگاه کنی؟ چطور میتونی دیدگاه فراجنسیتی داشته باشی وقتی که نمیتونی جنسیتت رو به چالش بکشی بعد به دیدگاهِ من گیر بده!

میگه گیر دادن اصطلاحِ زنونه ای نیست خانوووم محترم! ممنون میشم بحثو تموم کنیم!

میگم اوکی. ولی فکر میکنم چطور میشه کسی که حتی لغات رو به زنونه و مردونه دسته بندی میکنه دیدگاه فراجنسیتی داشته باشه! میترسم از آدمی که خودش رو روشنفکر میدونه و انقدر وحشتناک به زن نگاه میکنه، جنسیت یه حقیقته، ما خیلی بهش پر و بال الکی دادیم، محدودش کردیم، تعریفش کردیم، دامنه ی لغاتش رو جدا کردیم، ما زیادی مرد و زن رو جدا کردیم، ولی در حقیقت هم این دو جنس یکی نیستن! وقتی چیزی رو نمیفهمی نمیتونی ازش رد بشی! من حتی زن بودنِ خودم رو نمیفهمم نمیتونم ادعا کنم از زن و مرد گذشتم! یه جایی هم گذشتن یعنی انکار حقیقت!

فروغ رو دوست دارم چون گوشه ای زن بودن رو نشون داد و مفهومش رو از محدودیتها آزاد کرد! فروغ یه انسانِ آزاد بود، یه شاعرِ واقعاً خوب و آزاداندیش ولی چیزی که حقیقتاً اونو یه پیغمبر میکنه از نظرِ من اینه که همه ی اینا رو به عنوان یه زنِ دوره ی خودش بود!
  • ۹۶/۰۱/۰۵
  • آلیس تمپلتون

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی